غزل شمارهٔ ۴۱۲ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «مرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان‌ابرو» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «عبور از اندوه و دشواری» سخن می‌گوید. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. اندوه گذشته هنوز بر نگاه امروزت سایه دارد، ولی امکان عبور فراهم است.

تعبیر فال

پیام فال

فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری.

راهکار پیشنهادی

یک نگرانی تکراری را آگاهانه رها کن. به جای حل همه چیز، مهم‌ترین بخش مشکل را امروز مدیریت کن.

هشدار فال

از دل خستگی تصمیم قطعی و برگشت‌ناپذیر نگیر.

نتیجهٔ نیت

نتیجه زمانی بهتر می‌شود که شادی و مسئولیت را متعادل نگه داری. نتیجه بیش از هر چیز به شجاعت تو در بیان حقیقت بستگی دارد.

غزل شمارهٔ ۴۱۲

مرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان‌ابرو

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

غلام چشم آن ترکم که در خوابِ خوشِ مستی

نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو

هلالی شد تنم زین غم که با طغرا‌ی ابرو‌یش

که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو؟

رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم

هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان، ابرو

روانِ گوشه‌گیران را جبینش طرفه گلزار‌ی‌ست

که بر طرْف سمن‌زارش همی گردد چمان ابرو

دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی

که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو

تو کافر‌دل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم

که محرابم بگرداند خم آن دل‌ستان ابرو

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هوادار‌ی

به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان‌ابرو

برگرفته از گنجور