غزل شمارهٔ ۴۱۳ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «خط عذار یار که بگرفت ماه از او» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «کار و روزی» سخن می‌گوید. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. این نیت ظرفیت بهبود مالی یا جایگاه کاری دارد، اما با میان‌بُر ناسالم سازگار نیست.

تعبیر فال

پیام فال

سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست.

راهکار پیشنهادی

کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد. درآمد پایدار را بر سود سریع و مبهم ترجیح بده.

هشدار فال

به وعده مالی بدون سند و زمان‌بندی اعتماد نکن.

نتیجهٔ نیت

با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود. در این راه تأخیر کوتاه هست، اما بن‌بست دیده نمی‌شود.

غزل شمارهٔ ۴۱۳

خط عذار یار که بگرفت ماه از او

خوش حلقه‌ای‌ست لیک به دَر نیست راه از او

ابروی دوست گوشهٔ محراب دولت است

آن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او

ای جرعه‌نوش مجلس جم! سینه پاک دار

کآیینه‌ای‌ست جام جهان‌بین که آه از او

کردار اهل صومعه‌ام کرد مِی‌پرست

این دود بین که نامهٔ من شد سیاه از او

سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکن

من بُرده‌ام به باده‌فروشان پناه از او

ساقی چراغ می به ره آفتاب دار

گو بر فروز مشعلهٔ صبحگاه از او

آبی به روزنامهٔ اعمال ما فشان

باشد توان سترد حروف گناه از او

حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کرد

خالی مباد عرصهٔ این بزمگاه از او

آیا در این خیال که دارد گدای شهر

روزی بود که یاد کند پادشاه از او؟

برگرفته از گنجور