غزل شمارهٔ ۴۲۸ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «سحرگاهان، که مخمورِ شبانه» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. فال یادآوری می‌کند که با ذهن فرسوده نمی‌توان تصمیم روشنی گرفت. پاسخ نیتت بیش از تأیید دیگران به شناخت خواسته واقعی خودت وابسته است.

تعبیر فال

پیام فال

سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. اکنون زمان سنجیدن راه‌ها و جداکردن خواسته از واقعیت است.

راهکار پیشنهادی

کمی فاصله بگیر، استراحت کن و سپس با ذهن تازه بازگرد. موفقیت را با معیار زندگی دیگران نسنج.

هشدار فال

انتقاد یک نفر را حکم نهایی درباره ارزش خود ندان.

نتیجهٔ نیت

با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود. نتیجه مطلوب است اگر عقل و دل را در برابر هم قرار ندهی.

غزل شمارهٔ ۴۲۸

سحرگاهان، که مخمورِ شبانه

گرفتم باده با چنگ و چَغانه

نهادم عقل را ره ‌توشه از مِی،

زِ شهرِ هستی‌اش کردم روانه

نگارِ مِی‌فروشم عشوه‌ای داد،

که ایمن گشتمَ از مکرِ زمانه

زِ ساقیِ کمان ‌ابرو شنیدم؛

که ای تیرِ ملامت را نشانه!

نبندی زان میان طرفی، کمروار،

اگر خود را ببینی در میانه

برو، این دام بر مرغی دگر نِه

که عَنقا را بلند است آشیانه!

کِه بَندد طرفِ وصل ازْ حُسنِ شاهی؟

کِه با خود عشق بازد جاودانه‌؟

ندیم و مطرب و ساقی، همه اوست؛

خیالِ آب و گل در رَه، بهانه

بِده کشتیِ مِی تا خوش برانیم،

از این دریایِ ناپیداکرانه

وجودِ ما معمایی‌ست، حافظ؛

که تحقیقش، فُسون است و فِسانه

برگرفته از گنجور