غزل شمارهٔ ۴۲۹ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می» فضای این نیت را به سوی «رهایی از غم و سخت‌گیری» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند. ارزش خود را کمتر از آنچه هست سنجیده‌ای و این بر تصمیم تو اثر گذاشته است.

تعبیر فال

پیام فال

بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است. اندوه گذشته هنوز بر نگاه امروزت سایه دارد، ولی امکان عبور فراهم است.

راهکار پیشنهادی

در کنار پیگیری نیت، سهم شادی و معاشرت سالم را فراموش نکن. پیش از تصمیم، از خودت بپرس چه چیزی واقعاً برایت قابل قبول است.

هشدار فال

خودشناسی را به انزوا و نپذیرفتن بازخورد تبدیل نکن.

نتیجهٔ نیت

فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد. این دوره ماندگار نیست و با کمک و پیگیری رو به کاهش می‌رود.

غزل شمارهٔ ۴۲۹

ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می

طامات تا به چند و خرافات تا به کی؟

بگذر ز کبر و ناز که دیده‌ست روزگار

چینِ قبای قیصر و طرْفِ کلاهِ کی

هشیار شو که مرغِ چمن مست گشت، هان

بیدار شو که خوابِ عدم در پی است، هی

خوش‌نازکانه می‌چمی ای شاخ نوبهار!

کآشفتگی مبادت از آشوبِ بادِ دی

بر مِهرِ چرخ و شیوهٔ او اعتماد نیست

ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکرِ وی

فردا شرابِ کوثر و حور از برای ماست

و امروز نیز ساقیِ مه‌روی و جام می

بادِ صبا ز عهدِ صبی یاد می‌دهد

جان‌دارویی که غم ببرد درده ای صبی!

حشمت مبین و سلطنتِ گل، که بسپرد

فراشِ باد هر ورقش را به زیر پی

درده به یاد حاتمِ طی جام یک منی

تا نامهٔ سیاه بخیلان کنیم طی

زآن می که داد حُسن و لطافت به ارغوان

بیرون فکند لطف مزاج از رخش به خوی

مسند به باغ بر که به خدمت چو بندگان

استاده است سرو و کمر بسته است نی

حافظ حدیثِ سحرفریبِ خوشت رسید

تا حدِ مصر و چین و به اطرافِ روم و ری

برگرفته از گنجور