غزل شمارهٔ ۴۳۷ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «ای قصهٔ بهشت ز کویت حکایتی» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «تدبیر و انتخاب آگاهانه» سخن می‌گوید. برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. پاسخ این نیت در دیدن حقیقت پشت ظاهر ماجراست.

تعبیر فال

پیام فال

این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. نیتت بی‌پاسخ نمانده، هرچند نشانه‌های لطف هنوز کامل آشکار نشده است.

راهکار پیشنهادی

صادق بمان و بهای انتخابت را آگاهانه بپذیر. معیارهای اصلی خودت را بنویس و بر همان اساس انتخاب کن.

هشدار فال

به ظاهر منطقی سخن کسانی که نفع پنهان دارند اعتماد نکن.

نتیجهٔ نیت

با صداقت و بلوغ، این راه به تجربه‌ای عمیق و سازنده می‌رسد. با نیت پاک و کوشش پیوسته، پایان کار امیدبخش است.

غزل شمارهٔ ۴۳۷

ای قصهٔ بهشت ز کویت حکایتی

شرح جمال حور ز رویت روایتی

انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه‌ای

آب خضر ز نوش لبانت کنایتی

هر پاره از دل من و از غصه قصه‌ای

هر سطری از خصال تو و از رحمت آیتی

کی عطرسای مجلس روحانیان شدی؟

گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی

در آرزوی خاک در یار سوختیم

یاد آور ای صبا که نکردی حمایتی

ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت

صد مایه داشتی و نکردی کفایتی

بوی دل کباب من آفاق را گرفت

این آتش درون بکند هم سرایتی

در آتش ار خیال رخش دست می‌دهد

ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی

دانی مراد حافظ از این درد و غصه چیست؟

از تو کرشمه‌ای و ز خسرو عنایتی

برگرفته از گنجور