غزل شمارهٔ ۴۳۸ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «سَبَتْ سَلْمیٰ بِصُدْغَیها فُؤادي» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. ارزش خود را کمتر از آنچه هست سنجیده‌ای و این بر تصمیم تو اثر گذاشته است.

تعبیر فال

پیام فال

اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری. اندوه گذشته هنوز بر نگاه امروزت سایه دارد، ولی امکان عبور فراهم است.

راهکار پیشنهادی

بین شور لحظه‌ای و علاقه عمیق تفاوت بگذار. پیش از تصمیم، از خودت بپرس چه چیزی واقعاً برایت قابل قبول است.

هشدار فال

خودشناسی را به انزوا و نپذیرفتن بازخورد تبدیل نکن.

نتیجهٔ نیت

نتیجه بیش از هر چیز به شجاعت تو در بیان حقیقت بستگی دارد. این دوره ماندگار نیست و با کمک و پیگیری رو به کاهش می‌رود.

غزل شمارهٔ ۴۳۸

سَبَتْ سَلْمیٰ بِصُدْغَیها فُؤادي

و رُوحي کُلَّ یَومٍ لي یُنادي

نگارا بر من بی‌دل ببخشای

و واصِلْني علی رَغْمِ الْأَعادي

حبیبا در غم سودای عشقت

تَوَکَّلْنا علی رَبِّ الْعِبادِ

أَ مَنْ اَنْکَرْتَني عَن عشق سَلْمیٰ

تُزَاوَّل آن روی نِهْکو بِوادی

که همچون مُت به بوتَن دل وَ اِی رَه

غَریقُ الْعِشقِ في بَحْرِ الْوِدادِ

به پی‌ماچان غَرامت بِسپُریمَن

غَرَت یک وی رَوِشتی از اَما دی

غم این دل بِواتَت خورد ناچار

و غَر نه او بِنی آنچَت نَشادی

دل حافظ شد اندر چین زلفت

بِلَیلٍ مُظْلِمٍ وَ اللّهُ هادي

برگرفته از گنجور