غزل شمارهٔ ۴۳۹ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «وصال و گشایش عاطفی» سخن می‌گوید. اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری. محبت صادقانه می‌تواند گره اصلی نیتت را نرم کند.

تعبیر فال

پیام فال

برای رسیدن به مقصود باید میان ترس و خواسته قلبی خود انتخاب کنی. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

راهکار پیشنهادی

با دل تصمیم بگیر، ولی نشانه‌های روشن را نادیده نگیر. برای آشتی یا گفت‌وگویی صادقانه پیش‌قدم شو.

هشدار فال

دلبستگی را با عجله و مالکیت اشتباه نگیر.

نتیجهٔ نیت

نیت تو ظرفیت کامیابی دارد، اما با مسئولیت و پایداری. فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد.

غزل شمارهٔ ۴۳۹

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی

کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

تعبیر رفت «یار سفرکرده می‌رسد»

ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی

ذکرش به خیر ساقی فرخنده‌فال من

کز در مدام با قدح و ساغر آمدی

خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویش

تا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی

فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دست

آب خضر نصیبه اسکندر آمدی

آن عهد یاد باد که از بام و در مرا

هر دم پیام یار و خط دلبر آمدی

کی یافتی رقیب تو چندین مجال ظلم؟

مظلومی ار شبی به در داور آمدی

خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق

دریادلی بجوی دلیری سرآمدی

آن کو تو را به سنگ‌دلی کرد رهنمون

ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی

گر دیگری به شیوهٔ حافظ زدی رقم

مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی

برگرفته از گنجور