غزل شمارهٔ ۷۵ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی‌چیزی نیست» فضای این نیت را به سوی «عشق و انتخاب دل» می‌برد و در کنار آن از «تدبیر و انتخاب آگاهانه» سخن می‌گوید. این مسیر ارزشمند است، اما آسودگی همیشگی وعده نمی‌دهد. اکنون زمان سنجیدن راه‌ها و جداکردن خواسته از واقعیت است.

تعبیر فال

پیام فال

اصل این نیت با خواسته واقعی دل تو پیوند دارد، نه صرفاً حسابگری. سبک‌تر گرفتن آنچه در کنترل تو نیست، راه تازه‌ای باز می‌کند.

راهکار پیشنهادی

بین شور لحظه‌ای و علاقه عمیق تفاوت بگذار. اطلاعات ناقص را کامل کن و سپس تصمیم نهایی بگیر.

هشدار فال

ترس را به نام احتیاط وارد تصمیم خود نکن.

نتیجهٔ نیت

نتیجه بیش از هر چیز به شجاعت تو در بیان حقیقت بستگی دارد. با آرام‌ترشدن ذهن، راه‌حل ساده‌تری پیش چشمت پیدا می‌شود.

غزل شمارهٔ ۷۵

خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی‌چیزی نیست

تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بی‌چیزی نیست

از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم

«این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بی‌چیزی نیست»

جان درازیِ تو بادا که یقین می‌دانم

در کمان ناوَک مژگانِ تو، بی‌چیزی نیست

مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراق

ای دل! این ناله و افغان تو، بی‌چیزی نیست

دوش، باد از سرِ کویش به گلستان بگذشت

ای گل! این چاکِ گریبانِ تو، بی‌چیزی نیست

دردِ عشق ار چه دل از خلق نهان می‌دارد

حافظ این دیدهٔ گریانِ تو، بی‌چیزی نیست

برگرفته از گنجور