غزل شمارهٔ ۷۶ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیست» فضای این نیت را به سوی «حرکت و تغییر مسیر» می‌برد و در کنار آن از «شناخت خویش و استقلال رأی» سخن می‌گوید. این نیت با حرکت، تغییر محیط یا بیرون‌آمدن از وضعیت فعلی گشوده می‌شود. فال تو را به بازگشت به معیارهای شخصی و صدای درون دعوت می‌کند.

تعبیر فال

پیام فال

ماندن در نقطه امن دیگر پاسخ کامل تو نیست. بخشی از گره نیتت از فشار و سخت‌گیری بیش از اندازه خودت ساخته شده است.

راهکار پیشنهادی

همراه و راهنمای قابل اعتماد برای این مسیر پیدا کن. حد و مرز خود را روشن و محترمانه بیان کن.

هشدار فال

برای جلب رضایت دیگران برخلاف نیاز اصلی خود عمل نکن.

نتیجهٔ نیت

در این راه تأخیر کوتاه هست، اما بن‌بست دیده نمی‌شود. فضای نیت از سنگینی خارج می‌شود و امکان حرکت دوباره فراهم می‌گردد.

غزل شمارهٔ ۷۶

جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیست

سر مرا به ‌جز این در، حواله‌گاهی نیست

عَدو چو تیغ کِشد، من سپر بیندازم

که تیغِ ما، به ‌جز از ناله‌ای و آهی نیست

چرا زِ کویِ خرابات روی برتابم؟

کز این بِهَم به جهان، هیچ رسم و راهی نیست

زمانه گَر بزند آتشم به خرمنِ عمر

بگو بسوز که بر من به برگِ کاهی نیست

غلامِ نرگسِ جَمّاشِ آن سَهی سروم

که از شراب غرورش به کس، نگاهی نیست

مباش در پیِ آزار و هرچه خواهی کن

که در شریعتِ ما غیر از این، گناهی نیست

عِنان‌کشیده رو ای پادشاهِ کشورِ حُسن

که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست!

چنین که از همه‌سو، دامِ راه می‌بینم

به از حمایتِ زلفش، مرا پناهی نیست

خزینهٔ دلِ «حافظ» به زلف و خال مده

که کارهای چنین، حدِّ هر سیاهی نیست

برگرفته از گنجور