غزل شمارهٔ ۴۰ حافظ | حافظ‌بوک

مطلع «اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است» فضای این نیت را به سوی «دگرگونی و پایان یک دوره» می‌برد و در کنار آن از «تدبیر و انتخاب آگاهانه» سخن می‌گوید. این نیت در قالب قدیمی خود به نتیجه کامل نمی‌رسد و به تغییر نیاز دارد. فال تو را به تصمیمی هوشیارانه و دور از هیجان زودگذر دعوت می‌کند.

تعبیر فال

پیام فال

پایان یک عادت یا مرحله، مقدمه گشایش بعدی است. همه راه‌ها در اختیار تو نیست؛ بخشی از گشایش از جایی فراتر از محاسبه می‌رسد.

راهکار پیشنهادی

از پایان ضروری نترس و جا برای امکان بعدی باز کن. با فردی باتجربه و بی‌طرف مشورت کن.

هشدار فال

حسابگری افراطی نیز می‌تواند تو را از اصل مقصود دور کند.

نتیجهٔ نیت

یک دوره بسته می‌شود تا فرصت مناسب‌تری آغاز شود. کمک یا پاسخی می‌رسد که فشار این نیت را کمتر می‌کند.

غزل شمارهٔ ۴۰

اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است

زان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز است

خُم‌ها، همه در جوش و خُروش‌اند ز مَسْتی

وان می که در آن‌جاست، حقیقت، نه مَجاز است

از وی، همه، مَسْتی و غُرور است و تَکَبُّر

وز ما همه بیچارگی و عَجْز و نیاز است

رازی که بَرِ غیر نگفتیم و نگوییم

با دوست بگوییم که او مَحْرَمِ راز است

شَرْحِ شِکَنِ زُلْفِ خَم اندر خَمِ جانان

کوتَه نَتَوان کرد که این قِصِّه، دراز است

بارِ دِلِ مَجْنون و خَمِ طُرِّهٔ لیلی

رُخسارهٔ مَحمود و کَفِ پایِ اَیاز است

بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالَم

تا دیدهٔ من بر رُخِ زیبایِ تو، باز است

در کعبهٔ کویِ تو، هر آن‌کس که بیاید

از قبلهٔ ابرویِ تو در عِیْنِ نماز است

ای مجلسیان، سوزِ دلِ «حافظِ» مسکین

از شمع بپرسید که در سوز و گداز است

برگرفته از گنجور